Sunday, May 12, 2013
باز انجامِ ،نافرجام ...
از وقتی" ایت الله " ،بلاخره قدم رنجه کرده و وارد صحنه انتخابات شده ،یکی هست توی ذهن من بی وقفه به اون یکی میگه لال شو !اون یکی خون ،خون ش رو میخوره که یه چیزی بگو و جالب تر اینه که اون احمقی که می خواهد حرف بزنه ،نمی دونه چی میخواهد بناله !دقیقن همین، نمیخواهد حرف بزنه بیشتر ناله داره تا حرف !
شاید مشکلش اینجاس تا به امروز به طور احساسی هر اتفاق سیاسی رو یه حماسه ،یه تغییر تعبیر میکرده و امروز از هر آدم سرخورده ای، سرخورده تره ! و تنها خوبی ماجرا اینجاس که برایند کلنجار رفتنشون هرچی که بشه،رای دادن یا ندادن ، انتظاری نیست برای تغییری بنیادی، بلکه هر دو تاشون به تماشگرانی می مانند، که با اندک (حقیقتن اندک ) امیدی که باقی مونده دقایق پایانی نمایش رو نظاره گرند !
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment