.....جایی برای خودم ،جایی فارغ از باید و نباید ها
...بهاران بدون ترس از قضاوت هایتان،قضاوت هایش
چیزی همواره برای گفتن بود ،چیزی همواره برای نگفتن بود، این جا اما همه چیزی گفتنی است.دلتنگیهای دخترکی که بی صدا گله میکند،بی صدا فریاد می کشد ،اما امان از روزایی که بغضش می ترکد
بیشتر دوستش دارم وقتهایی که آرام نیست، وقتهایی که به دور از همه چیز و همه کس بهاران می شود، طغیان میکند،خراب میکند هر آنچه را که باید،میسازد تمام دوست داشتنیهایش را،آرزوهایش را
با خودش، با تو تکرار میکند: تمام آن چیزهایی را که میخواهد باشد ،آنچه را که هست
No comments:
Post a Comment